نوسان پذیری (Volatility)
نوسان پذیری یکی از مهمترین و اساسی ترین مفاهیم در دنیای اختیار معامله است. به زبان ساده، نوسان پذیری معیاری است که نشان میدهد قیمت یک دارایی پایه چقدر در یک بازه زمانی تغییر کرده یا قرار است تغییر کند. هرچه این تغییرات بیشتر و شدیدتر باشد، میگوییم دارایی نوسان پذیری بالاتری دارد.
توجه داشته باشید که:
• دارایی پایه ای که نوسان پذیری بالایی دارد، نسبت به دارایی پایه ای با نوسان پذیری پایینتر ریسک بیشتری دارد. در عین حال، این موضوع میتواند فرصتهای بیشتری برای نوسان گیری از قراردادها، جابه جایی بین موقعیت ها یا خروج به موقع از معاملات فراهم کند.
به طور کلی، ریسک بیشتر میتواند هم سود بیشتر و هم زیان بیشتر به همراه داشته باشد.
• نوسان پذیری بالای دارایی پایه یعنی قیمت آن در یک بازه ی زمانی مشخص میتواند در محدوده ی وسیعتری نوسان کند. بنابراین احتمال بیشتری وجود دارد که قرارداد اختیار آن در مدت زمان کوتاهتری از OTM به ITM تبدیل شود یا برعکس.
اهمیت نوسان پذیری در قرارداد های اختیار
در بازار اختیار معامله، نوسان پذیری اهمیت بالایی دارد، چون ارزش قراردادهای اختیار به طور قابل توجهی تحت تاثیر میزان نوسان قیمت دارایی پایه است. برخلاف برخی بازارهای دیگرکه فقط روند قیمت مهم است، دراختیار معامله شدت و دامنه تغییرات آن نیز اهمیت دارد. به همین دلیل، نوسان پذیری یکی از عوامل اصلی در قیمت گذاری قراردادهای اختیار به شمار میرود.
برای مثال دو دارایی پایه میتوانند در یک روز، با درصد رشد مشابه مواجه شوند؛ اما یکی از آنها در هفته قبل %۵ نوسان داشته و دارایی دیگر فقط %۱. این تفاوت در نوسان پذیری باعث میشود قیمت اختیار معامله هر دو متفاوت باشد.
انواع نوسان پذیری
نوسان پذیری معمولاً در دو حالت بررسی میشود
• نوسان پذیری تاریخی -(Historical Volatility)- (HV)
این نوع نوسان پذیری، واقعیت های گذشته را
بررسی میکند و نشان میدهد قیمت دارایی در گذشته (مثلاً یک سال اخیر) چه
میزان نوسان داشته است. این نوسان پذیری بیشتر برای بررسی رفتار گذشته
بازار و مقایسه دوره های مختلف استفاده میشود.
• نوسان پذیری ضمنیV) -(Implied Volatility)ا)
این نوع نوسان پذیری از قیمت خود قرارداد اختیار استخراج میشود و نشان دهنده انتظار بازار از میزان نوسان آینده دارایی پایه است. نوسان پذیری ضمنی یکی از مفاهیم مهم در اختیار معامله است، چون نه تنها گذشته، بلکه انتظار معامله گران از آینده را نیز بازتاب میدهد. هرچه IV بالاتر باشد، قیمت (پریمیوم) اختیار معامله گرانتر میشود.
• زمانی که نوسان ضمنی بالاتر از نوسان تاریخی باشد:
در این شرایط، قیمت آپشن ها معمولاً بیشتر از سطح معمول و تاریخی خود برآورد میشود. این وضعیت اغلب ناشی از انتظارات بالای بازار نسبت به نوسانات آینده است. چنین شرایطی معمولاً برای فروشندگان آپشن جذاب است، زیرا میتوانند قرارداد را در قیمتهای بالاتر بفروشند و از کاهش احتمالی نوسان در آینده سود ببرند. بسیاری از تحلیلگران معتقدند نوسانات داراییها در بلندمدت تمایل دارند به میانگین تاریخی خود بازگردند. بنابراین محاسبهHV میتواند نشان دهد که نوسانات فعلی (IV) در سطحی غیرمعمول قرار دارند یا خیر.
• زمانی که نوسان ضمنی پایینتر از نوسان تاریخی باشد:
در این وضعیت، آپشنها نسبت به شرایط گذشته ارزانتر به نظر میرسند. ممکنه خریداران از این موقعیت استفاده میکنند تا قراردادهایی با قیمت پایینتر خریداری کنند، با این امید که نوسانات بازار افزایش یابد و ارزش این قراردادها رشد کند. این رویکرد به ویژه برای خریداران جذاب است، زیرا به دنبال کسب سود از افزایش نوسان هستند.
نکته
نوسان پذیری تاریخی و ضمنی معمولاً در کنار هم بررسی میشوند، چون یکی انتظار بازار را نشان میدهد و دیگری رفتار واقعی گذشته را. مقایسه ی این دو، تصویر دقیق تری از وضعیت قیمت گذاری اختیار معامله به ما میدهد.
اهمیت نوسان پذیری
نوسان پذیری بالا معمولاً به این معناست که بازار انتظار تغییرات قیمتی زیادی را دارد. در چنین شرایطی، قراردادهای اختیار معمولاً تغییرات بیشتری پیدا میکنند. از طرف دیگر، زمانی که نوسان پذیری پایین باشد، بازار آرامتر است و احتمال تغییرات قیمت کمتر میشود.
تحلیل شکاف میان تلاطم تاریخی و تلاطم ضمنی یکی از نکات کلیدی در معاملات اختیار بررسی رابطه میان تلاطم تاریخی و تلاطم ضمنی است.
برای درک بهتر، مثالی را در نظر بگیرید که در آن تلاطم تاریخی سالانه یک دارایی پایه ۴۰ و تلاطم ضمنی آن ۷۰ است. با توجه به اینکه این دو متغیر تمایل دارند در بلندمدت به یک همگرایی نسبی برسند، اختلاف ۷۵ درصدی میان آنهادر این مثال (نشان دهنده یک وضعیت غیرعادی است).
به طور کلی، دو دلیل عمده برای شکل گیری این شکاف بزرگ وجود دارد:
• رخدادهای بنیادی در دارایی پایه مثل وقوع اتفاقی خاص در شرکت یا صنعت مربوطه که منجر به تغییرات چشمگیر در قیمت دارایی پایه و ایجاد نوسانات شدید شده است.
• هیجانات بازار که نتیجه ی آن نوساناتی برآمده از رفتارهای هیجانی معامله گران است.
در بیشتر مواقع علت این فاصله زیاد، هیجانات بازار می باشد. برای مثال زمانی که دارایی پایه درگیر صف های خرید یا فروش سنگین میشود (قیمت اختیار معامله دچار حباب شده و تلاطم ضمنی به شدت بالا میرود). به محض فروکش کردن هیجانات و عرضه صف خرید یا جمع شدن صف فروش، حباب قیمتی تخلیه شده و قیمت اختیار معامله کاهش می یابد. در این فرآیند، تلاطم ضمنی از محدوده ۷۰ کاهش یافته و به تلاطم تاریخی۴۰ نزدیک میشود.
رویکرد استراتژیک در چنین شرایطی بالا بودن غیرعادی تلاطم ضمنی نسبت به تاریخی (استراتژی بهینه)، اتخاذ موقعیت فروش در قرارداد اختیار است تا بتوان از کاهش تلاطم ضمنی و تخلیه حباب، سود کسب کرد.
ورود به موقعیت خرید در چنین سطوح بالایی از تلاطم ضمنی، میتواند منجر به زیانی معادل همان اختلافِ حباب گونه شود.